داشتم باخودم فكر ميكردم كه من اينهمه كتاب خوندم ولي هيچوقت به اين فكر نيفتادم كه
اونا رو معرفي كنم ازاونجايي كه به باربارا دي انجليس وكتاباش خيلي ارادت دارم گفتم اولين
معرفي كتابم رو با كتاباي ايشون شروع كنم
كتاب:روابط رمانتيك پلي به سوي عشق الهي .ترجمه هادي ابراهيمي انتشارات نسل نوانديش. قيمت 1900تومان
اين كتاب گفتگويي است بين دكتر بار بارا دي انجليس و ديپاك چوپرا .درشروع اين كتاب دكتر
باربارا وديپاك از اشعار حافظ شاعر بزرگ ايراني ياد ميكنند وغزل الا يا ايهاالساقي ادر
كاسا.....كه از عشق سخن گفته رو ميخونندو باربارا اينطور شروع ميكنه :ازاين كه امشب
اينجا هستم بسيار خوشحالم واز همه شما متشكرم وحضور همه خوانندگان وشنوندگان را
اينجا احساس ميكنم من از همان ابتداي زندگي ام كه در كالبد جسم انساني متولد شدم
عاشق خالق هستي وخداوند متعال بودم گرچه اينرا از ابتدا نميدانستم وعاشق بودن را از
پسرها وسپس از پسرهاي كمي بزرگتر شروع كردم واين داستان همچنان تابه امروز كه خود
را عاشق يگانه معشوق و خالق هستي ميدانم ادامه داشته در مقطعي خاص از زندگي ام
دريافتم كه جست جوبه دنبال يگانگي و الحاق مجدد ووحدت وجود به راستي تنها انگيزه اي
بود كه در پشت تمامي كارها وعشق ورزيدن ها وتلاشهايم وجودداشته است چنانچه به قضايا
اين گونه نگاه كنيد خودرا به دليل خطاهاي گذشته راحت تر ميبخشيد اندكي در روابط گذشته
خود تامل ميكنيدچنانچه به هريك از كارهاي كه در زندگي خود انجام ميدهيد نگاه كنيد ميل
وگرايش وهمان تمناي هميشگي مبني برالحاق ويگانگي ووحدت را درانها خواهيديافت
و.........انچه امروز قصد گفتنش را دارم اينست كه عشق براستي پلي براي رسيدن به معبود است
وبعدازان ميپردازه به يك افسانه زيباي هندي كه كه درمورد راز خلقت وافرينش
هستي"عشق ويگانگي وحدت وجود" وراهكارهاي خداوندوفرشتگانش براي پنهان كردن ا ن
ازانسانها كه بعداز پرسش وپاسخهايشان كه به اين نتيجه خواهندرسيد كه انرا در درون
انسانها (كه كمتر به درون خودرجوع ميكنند) پنهان كنند وهمچنين از خيانت هايي كه از
نامزدهاي اسبق خود ديده و تجربه هاي تلخي كه از روابط با مردها ديد ه همچنين عاشق
شدنهاي پي در پي خويش ورشد وتغييري كه ازاينهمه شكستها مييگيردو بعداز ماهها
عزاداري وناراحتي ها و به مرحله اي از اگاهي ورشدميرسد كه اينهمه عاشق شدنها و منبع
تمامي عشقها واحساسات دردرون خويش بوده وديگران عذروبهانه اي بوده اندتا عشق
خودرا احساس كندودردرون ديگران فرافكن كند واين همان عشقي بود كه خداوندازان سخن
ميگويد ودرجايي ازكتاب سئوالاتش را اينگونه بيان ميكند چگونه ميتوانم عشقي كه ازوجود
خودم سرچشمه ميگرفته همواره دردرون خودم احساس كنم بدون اينكه به كسي يا چيزي
متكي باشم يا چگونه ميتوانم با عشق درون خودم" عشقي كه درون همه انسانها نهفته
است" درتماس باشم بي انكه نيازمند باشم كسي از راه برسد وبه طرز خاصي به من نگاه
كند يا جمله ي خاصي بگويد تا ان احساس درمن زنده شود .؟ ودرپي اين سئوالها نگرش وي
به كلي درمورد عشق تغييركردو براي هميشه متحول شد ووقتي به گذشته وشكستها
وعذاب هاي روحي اش نگاه ميكند از ان مرداني كه درسهاي اموزنده اي به او اموختند
متشكر ميشود و انها را ميبخشد ورها ميكند بطوريكه بقول خودش هيچوقت تااين حدكسي را
نبخشيده است واومعتقداست انان كه مشكل ترين ودردناكترين نقشهاي زندگي تان را به
شما مياموزندبزرگترين دوستان وراهنمايان شما هستند وميتوان گفت شما بيشترين اعتمادرا
نسبت به انها داريد زيرا اعتماد كرديد سخت ترين وخطيرترين درسهاي زندگي را انان ونه هيچ
كس ديگري به شما اموزش دهند درجاي ديگري ازكتاب به معجون وفرمول عشق اشاره
ميكندو ميگويد چنانچه مي خواهيد بدانيد.چگونه ميتوانيد به كسي احساس عشق محبت
ودوست داشتني بودن بدهيد ميبايست همواره روزي سه وعده هربار به مدت سه دقيقه از
معجون عشق به انها بخورانيد همه ي ما انسانها به اين سه عنصر نيازمنديم تا احساس
خوشبختي كنيم عناصر سازنده اين معجون 1.محبت 2توجه 3.تشكروقدرداني است وادامه
ميدهد كه ايا ميدانيد دليل عمده اين كه چرا برخي زن وشوهر ها بهم خيانت ميكنند چيست
؟برخلاف تصور بسياري روابط جنسي دليل ان نيست بلكه فقدان وكمبود توجه است درك اين
موضوع براي مردان كمي دشوار است مپرسند چطور توانستي با ان معلم تنيس بي سرو پا
روي هم بريزي وبه من خيانت كني وقتي زنشان پاسخ ميدهد "او به من توجه كرد و توبه من
توجه نميكردي تعجب ميكنند وميگويند تودروغ ميگويي .تحقيقات روانشناسان نشان داده
چنانچه ازجانب ديگران توجه زيادي دريافت نكنيم سلامت وبهداشت رواني مان به خطر مي
افتد.دراغلب ما روابط جنسي را با عشق اشتباه ميگيريم واين همان وضعيت كنوني جامعه
مارا تشكيل ميدهد انچه سخت به ان نيازمنديم محبت عشق صميميت بيش تراست وبعداز
پرسش وپاسخهاي زياد با ديپاك چوپرا در جمع مخاطبين با خواندن شعري زيبا از مولا نا به سخنرانيهايشان خاتمه ميدهند
اون شعرمولانا هم اينه
ازبامداد روي توديدن حيات ماست امروز روي خوب تويارب چه دلرباست
امروزدرجمال توخود لطف ديگراست امروز هرچه عاشق شيداكند سزاست و.........
پ ن:خداخيرت باربارا كه واسه همنوعات وبهترزيستنشون چه كتاباي خوبي نوشتي
پ ن :توروخدا بجاي كتاباي چرندو رماناي غم انگيز برين ازاين كتابا بخونين كه بدرد زنديگيتون ميخوره